دیروز داشتم به این فکر می کردم که قرار بود تو این وبلاگ از وضعیت سلامتیم و مشکلاتم با RA بگم ولی خیلی وقته چیزی ننوشتم ، راستش از آخرین باری که رفتم دکتر حالم خیلی خوبه تقریبن هیچ دردی ندارم غیر از دستام که چند روزه خیلی درد میکنه ، مچ دست راستم و انگشت هام خیلی درد دارن ، مخصوصن صبح ها ، دوست ندارم مچ بند استفاده کنم ، روز اولی که مچ بند زدم یکی از همکارام گفت تو چرا همیشه یه جاییت مشکل داره !!!!! من اینجوری نیستم ولی بهرحال ترجیح میدم دردشو تحمل کنم ، چند روزیه عصبی هستم شاید درد باعثش شده ، ولی مدام دلم میخواد حرف بزنم ، دلم یه رابطه میخواد ، دلم برای دوست داشتن تنگ شده . امروز "لالالند" دیدم ، بیشتر هواییم کرد...
انشاءالله موفق باشید